جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

96

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

خود دارند و اثر گل يا خاك را روى آنها دوست ندارند ، جورابهاى پشمى و جوراب ساقه بلند و يك جفت مهميز هم بسيار لازم است . در موقع سوارى بايد هميشه پيراهن فلانل پوشيد هرچند كه پيراهن كتانى نيز براى عناصر خرده‌گير تهران بسيار ضرورى است . من يك نيم‌تنهء نور فلكى يقه - بلند كه با دگمه دور گردنم را مىبسته است همراه داشتم با جيبهاى متعدد كه بهترين لباس براى اسب‌سوارى است و همواره نسبت به اين پيشنهادى كه كرده بودند امتنان دارم و بىدرنگ يك جليقه پشمى تهيه كردم كه بسته به گرمى و سردى هوا با آسانى قابل پوشيدن و درآوردن است و در شبهاى سرد بهترين وسيلهء دلگرمى من بود . يك كت فراك مشكى هم بايد همراه باشد اگر ملاقات با شخصيت‌هاى دربارى و استانداران يا وزيران در نظر باشد . ايرانىها لباس كوتاه را دور از متانت و وقار ميشمارند و مثل اين است كه ميزان قدر و احترام شخص بسته به اين است كه سرتاپا نيك پوشيده باشد و معيار بازشناختن اين رسم لباس‌هاى فراخى است كه اعليحضرت شاه مىپوشند . از طرف ديگر هيچ التفاتى نسبت به پوشش سر در ميان نيست و سلطان يگانه نفرى در كشور است كه در مواقع باريابى به پيشگاه او كلاه بلند عين ضرورت را دارد . دستكش‌هاى سوارى محكم هم لازم است و من با نظر مك گرگور موافقم كه كلاه لبه‌دار نمدى را توصيه كرده است . اين كلاه مثل كلاه فلزى خردشدنى نيست و بر ضد همه‌چيز هم محافظ مطلوبى است غير از تابش آفتاب تابستانى . وقتى كه به شهر وارد ميشويم قسمت خارجى آن را بالا مىزنيم و آن‌قدر انسان پاكيزه مينمايد كه مثل اين است تازه از مغازه باند استريت ( خيابان گران - فروشان و شيك‌پوشان لندن . م ) بيرون آمده باشد ، ولى از تمام پوشاكىهاى ضرورى بعد از تجربيات طولانى بايد توجه داد يكى دو دست لباس معمولى شهرى هم بسيار مفيد است .